تبليغاتX
به وبلاگ لیلا خوش آمدید

 

به نام پرستویی که در آسمان به انتظار توست

  

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1384ساعت 10:45  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1384ساعت 11:30  توسط لیلا | 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1384ساعت 11:16  توسط لیلا | 

میگن آدم باید برای رسیدن به عشقش از تموم دنیا بگذره

  ولی تو که تموم دنیای منی چطور از تو بگذرم؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1384ساعت 11:14  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1384ساعت 11:12  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1384ساعت 8:7  توسط لیلا | 
fairyright1mm.giffairyleft0da.giffairyright1mm.giffairyleft0da.giffairyright1mm.giffairyleft0da.giffairyleft0da.gif 
عاشق کسی باش که لایق عشق باشد
نه تشنه عشق
چون تشنه عشق روزی سیراب میشود .
عشق یـعـنی شـادی و ســـرزندگی      عشق یــعنی مـنـتـهـای بـنــدگی
عشق یـعنی سـوخـتـن ،افــروخـتن     شـیـــوه دریــا دلان آمــوخــتــن 
عشق یـعنی سـوزش پـــروانه هـا      شورش دل ،خون سرخ لاله ها
عشق یـعنی صـوت بـلبـل در بهـار      خــنــده گـُل بــر فــراز شـاخسار
عشق یـعـنی وامـق و عَـذرا شـدن     بهــر صــید دُر سوی در یا شدن
عشـق یـعـنی زنــدگــی را سـاختن      دل بـه مـعــبــود گــرامــی باختن
عشـق یــعــنی در ره او ســربــدار    عشق یـعنی لـحظه های بی قرار
عشق یـعـنـی بــیــسـتون را تاختن      چهــره زیـبـای شـیـریـن ساختن
عشق یعنی همچو مجنون سوختن     راه و رســم عـــاشــقــی آموختن
عشـق یـعـنی یــوسف کنعان شـدن     از زلــیــخا های دون پنهان شدن
عشق یـعـنی جــاودانــی و غــرور      درس مـهــرو عاطفه کردن مرور
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 8:32  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  شنبه 19 آذر1384ساعت 11:57  توسط لیلا | 
   

 

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه ی پایان تنهایی

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

عشق من عشق من

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

که خیلی وقته یخ کرده

عشق من عشق من

عشق من عشق من

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

توی بیداد تنهایی

درعین زندگی مردن

عشق من عشق من

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

که خیلی وقته یخ کرده

عشق من عشق من

عشق من عشق من

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

توی بیداد تنهایی

درعین زندگی مردن

عشق من عشق من

عشق من عشق من

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 آذر1384ساعت 8:33  توسط لیلا | 

با «نه» شنيدن از تو كه من كم نمی‌شوم!
مجنون‌نمـــای مــردم عالم نمی‌شوم

اين اوّلیـــن خطای تو، حوّای سنگ‌دل
پنداشــــتی بدون تو آدم نمی‌شوم

بعداز تو ای خزان‌زده ديگر برای هر
شب‌بوی تشنه‌لب‌شده شبنم نمی‌شوم

دلخور نشو عزيز! از اين خُلقِ بی‌خيال
گفتم كه بی تو پاپیِ خُلقم نمی‌شوم

آه ای نگاه‌های تماشـــا، خداوكيل!
علّاف چشم‌هـــای شما هم نمی‌شوم

بگذار صـادقـانه بگـویـم بدون تو
هر كار می كنم... نه... نه... آدم نمی‌شوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 11:36  توسط لیلا | 
پر پروازi love you
زندگی را دوست دارم 
               نه در قفس
                       عشق را دوست دارم 
                                       نه در هوس
                                          تو را دوست دارم
                                                    تا آخرین  نفس .!! 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 11:10  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 10:51  توسط لیلا | 

برای عشق باید جنگید نباید اونو گدایی کرد

www.2Love.TK

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 10:27  توسط لیلا | 


+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 8:13  توسط لیلا | 

 

 

رفتم...

(رفتم..مرا ببخش و نگو او وفا نداشت)

راهی به جز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین بر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه ی بر حسرت ترا

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم با نگفته به خود آبرو دهم

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لا به لای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکشو جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

 به چشمهای خود دروغ نگوییم  ... خدا دیدنی است  ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1384ساعت 12:15  توسط لیلا | 

تن تو ظهر تابستون رو به یادم میاره

رنگ چشمای تو بارون رو به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

قهر تو تلخی زندون رو به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوستت دارم شنیدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه

تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب

من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

تو مثل وسوسه شکار یه شاپرکی

تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای

تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی

تو قشنگی مثل شکلهایی که ابرا می سازند

گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازند

اگه مردای تو قصه بدونن که ا بنجایی

برای بردن تو با اسب بالدار می تازن

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1384ساعت 9:6  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1384ساعت 9:2  توسط لیلا | 

 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم ...

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1384ساعت 8:59  توسط لیلا | 
 

نگاه کن

همين گوشه ...

اين گوشه رو ميگم ، کجا رو نگاه ميکنی ؟

همين گوشه از دلم که نشسته ای

تاريک شده ... ،

همين گوشه از دلم به اندازه ی ، به اندازه ی ،  ... ، به اندازه چی بگم اخه ؟

اهان ، به اندازه ی تمام وجودت

به خاطر نبودنت ،

تنگ شده ...

دلم گرفته !!!

 

صدای خيس بارون رو ميشنوی؟

آسمون دلش گرفته...آسمون داره اشک می ريزه... .

دل خيس آسمون داد ميزنه : ” کجايی پس؟ “

انگار آسمون هم انتظار ميکشه...آسمون داره گريه ميکنه...

                                                                             درست مثل من... .

                            من از شادی اشک ميريزم و اون از غصه... آخه من تو رو دارم و اون نداره... .

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 11:27  توسط لیلا | 
+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 8:29  توسط لیلا | 
 

هم صدای باوفای من بیا

آشنا با غصه های من بیا

مانده ام در کوچه های بی کسی

ای عزیز آشنای من بیا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 8:25  توسط لیلا | 
 كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد
  مهم نيست كه او مال تو باشد
مهم اين است كه فقط باشد
زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد
 
 
كنار عشق كنج بام احساس
سكوت عنكبوتي تار بسته
به دور غنچه هاي مهرباني
حصاري با نگاه خار بسته
نمي دانم چرا آن شب تو با ما
از ايمان نگاه عشق رستي
نمي دانم چرا بر كنج ايوان
زدي گلدان حافظ را شكستي
شبي با لفظ تلخ كينه و قهر
بر پروانه ها را ترك كردي
تمام عشقها را زهر دادي
و اين ويرانه ها را ترك كردي
هنوز اما صداي پايت اينجا
به روي سنگها احساس دارد
در اينجا عشق يادت باشد اي دوست
سكوتي با نگاه ياس دارد.
 
 

 
fatima_1358
 
+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 8:17  توسط لیلا | 

    

ببینید روزگار چقدر بی رحمه

                                                               

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 11:47  توسط لیلا | 
 
يك سيب در دست تو اما مال من نيست
چيزي عذاب آورتر از كوچك شدن نيست
خاكسترم فرقي ندارد بودن من
ديگر دل من قابل آتش زدن نيست
اين جاده مثل من بلا تكليف مانده است
چيزي درونش غير رفتن و آمدن نيست
ما هر دو زخمي همين يك اشتباهيم
عشق من و تو غير جنگ تن به تن نيست
 
...من به عشق منتظر بودن    همه صبر و قرارم رفت ؛
                  بهارم رفت                   
عشقم مرد
     يارم رفت ...
واکنون
گرفتار سنگينی سکوتی هستم که گويا قبل از هر فريادی لازم است
 
************************
یا حق
**************************
لیلا
 
حالا كه ديگر من خودم هستم تو هم من
بايد بداني عاشقي بي فوت و فن نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آذر1384ساعت 8:40  توسط لیلا | 

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شب آهنگ

یادم آید تو به من گفتی: از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن!

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است!


باش فردا که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم :حذر از عشق؟ ندانم

سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی!من نرمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم!


تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم!

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم!


اشکی از شاخه فرو ریخت!


مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت!


اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم نرمیدم...

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم!
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم!

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 10:49  توسط لیلا | 

 

 

 

نمی دانم کجا رفتی؟

نمی دانم کدامین خواب رنگارنگ

تو را تا مرز جادویی رویا برد؟

کدامین شعر تو را در خود

به شکل بیت رنگینی نهان می کرد

کجا رفتی؟

تو ابری بر درخت خشک من دیگر نمی باری

من اکنون چون درختی خشک و بی بارم

و باور کن گل خشکیده ای در سینه ی بادم

تو را جان تمام آرزوهایت

بیا برگرد

دلی را با صدایی روشنی بخش

اگر دیگر نمی آیی

اگر بر تک درخت خشک من دیگر نمی باری

مرا با غصه ای غمگین

و پایانی بدون مقصد و شادی

رهایم کن

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 9:33  توسط لیلا | 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons اینم واسه دل شکسته ی خودم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsمحالUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
.....شاید, محال نیست
آنکس که درد عشق بداند
اشکی بر این سخن بفشاند
این سان که ذرِّه های دل بی قرار من
سر در کمند عشق تو جان در هوای توست
شاید, محال نیست که بعد از هزار سال
روزی غبار ما را آشفته سوی باد
در دوردست دشتی از دیده ها نهان
بر برگِ ارغوانی
پیچیده با خزان
با پای جویباری
چون اشک ما روان
!!پهلوی یکدیگر بنشاند
!!ما را به یکدیگر برساند
 
 
+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 9:17  توسط لیلا | 




يک قطره اشک گوشه چشمات نشسته بود....

بهت گفتم : اين ديگه چيه؟روت بر گردوندی و گفتی هيچی.

گفتم:خودم ديدم که گريه کردی.گفتی:نه.اين که اشک نيست.

گفتم اگه اشک نيست پس چيه؟ گفتی اين عشقه.

گفتم عشق چيه؟ خيلی مهربون شده بودی.نگاه کردی توی چشمام!

گفتی:عشق يعنی خاطره.

گفتم:خا طره چيه؟ گفتی يعنی خاطره اولين بار که ديدمت. يادت هست؟

گفتم :عشق حقيقی که يک لحظه نيست.خا طره اولين ديدار يک لحظه بود و تموم شد.

گفتی :ديدی اشتباه کردی! عشق شق يعنی تکرار خاطره اولين ديدار.که تا آخر عمر توی ذهن می مونه و مدام تکرار ميشه.

حا لا توی چشمات نگاه می کنم و يک قطره اشک آهسته از گوشه چشمام پايين مياد

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 9:11  توسط لیلا | 


کم کمک وقت خداحافطی ما از راه رسيده

 هوای تازه ی تنها يی ها از راه رسيده

بغلم کن آخرين بار

وقت رفتن رسيده

يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم

که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم

يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه

يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم

وقتی دلم  تنگ تو شد

غم تو  توشه ی راهمه

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 9:8  توسط لیلا | 
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی
ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه چشات غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی
شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی
حتی با اینکه هیچکس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام حقیره لایق تو نیست
حقیره لایق تو نیست
 
+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 9:3  توسط لیلا | 
 
صفحه اصلی لیلا
emailیادت نره
آرشیو
سلام من لیلا هستم امیدوارم کسانی که از وبلاگ من دیدن می کنند نظر یادشون نره ممنون میشم اگه هر گونه انتقادی در رابطه با این وبلاگ دارین بیان کنید

اگر می خواهید چیزی یاد بگیرید کلیک کنید
دانلود نرم افزار و موزیک
سایت تخصصی آموزشی
بهترین قالب های وبلاگ
ویژوال بیسیک
هکران اچ پی تری
انواع قفل گذاری
نرم افزار هک
خلاقیت
ترفند های اینترنت
دنیای کامپیوتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
وبلاگهای دوستان
سارا خانم
این وبلاگ هم مال خودمه
لیلا
بدزاد
سوتک
برای تنها عشقم
پاییزان
سعید
کوچه پس کوچه های مریخ
تاشقایق هست...
بیا تو شاید خوشت اومد
مسافر
عشق
جدیده جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


tkbleak.com

************

********
 
******** ***
********************* *********
***** ************** ************ **************